محمد مهدى ملايرى

145

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

مالياتها و باج و خراجهاى آن‌جاها را - كه در هرحال در صدر اهداف او قرار داشت - وصول نمايد . و به همين‌سبب هم بود كه او در نظام مالى ايران و ديوان خراج تصرفى نكرد و همان اصولى را كه از نهاده‌هاى انوشروان در امر خراج بود پذيرفت ، هرچند بر مبلغ برخى از ماليات‌ها كم‌وبيش افزود « 1 » و به همين‌سبب هم بود كه او توانست خراج عراق يعنى بخش مركزى دولت ساسانى را نزديك به همان مبلغى كه در دوران ساسانى بود برساند و آن را از نو براى تعيين زمينهاى كشاورزى و نوع محصولات آنها مساحت يا مميزى كند . « 2 » در دوران خلافت معاويه پسر ابو سفيان نخستين خليفهء اموى ، كه زياد بن ابيه « 3 » كاردار او در عراق بود ، در نتيجهء تقلبى كه در يكى از حواله‌هاى صادر از معاويه به عهدهء زياد شده بود و شخصى كه آن حواله را مىبايست دريافت كند در آن دست برده و بر مبلغ آن افزوده بود ، پس از آشكار شدن اين تقلب ، زياد ، هم خود در دستگاه حكومت خود براى جلوگيرى از تكرار آن اشتباه به تقليد ايرانيان ديوان زمام و خاتم داير نمود و هم معاويه را به اين كار واداشت . « 4 » پيش از اين تاريخ در خلافت عمر هم تقلبى نظير همين صورت گرفته بود و شخصى با جعل مهر خليفه مبلغى از خراج كوفه را گرفته بود و چون عمر آگاه شد تنها به عقوبت كردن آن شخص بسنده كرد « 5 » و براى جلوگيرى از تكرار چنان تقلبى به وضع ديوان زمام و خاتم نپرداخت ، يا بدان سبب كه خود از آن ناآگاه بود ، يا بدان سبب كه دستگاه سادهء خلافت براى چنان تشكيلاتى آمادگى نداشت ، ولى زياد از قماشى ديگر بود . زياد به جز اين ديوان ديوانهاى ديگر و آيينهاى ديگرى را هم از دربار ساسانيان به دستگاه امارت خود در عراق و دستگاه خلافت معاويه در شام منتقل

--> ( 1 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 329 به بعد . ( 2 ) . ابن خرداذبه ، المسالك و الممالك ، ص 14 ؛ بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 332 . ( 3 ) . اين شخص پس از اين‌كه معاويه نسب او را به نسب خود پيوست به نام زياد بن ابى سفيان خوانده شده . ( 4 ) . صولى ، ادب الكتاب ، قاهره ، 1341 ه . ق . ؛ بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 596 . ( 5 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، تصحيح دكتر منجّد ، قاهره ، ص 567 به بعد .